حزقیال 38

دسیسهٔ پلید جوج 1 کلام خداوند بر من آمد و فرمود: 2 «ای انسان فانی، رو به سوی سرزمین ماجوج بایست و علیه جوج، پادشاه ماشک و توبال نبوّت کن…

حزقیال 39

نابودی جوج 1 خداوند متعال می‌فرماید: «ای انسان فانی، علیه جوج نبوّت کن و بگو خداوند متعال می‌فرماید: ای جوج، رهبر افسران ماشک و توبال، من علیه تو هستم. 2…

حزقیال 40

حزقیال به اورشلیم برده می‌شود 1 در سال بیست و پنجم تبعید ما، یعنی چهارده سال پس از تسخیر اورشلیم، در روز دهم سال نو، در آن روز من حضور…

حزقیال 41

1 سپس آن مرد، مرا به اتاق مرکزی یعنی مکان مقدّس برد. او عرض راهرو را اندازه گرفت و عرض آن سه متر بود. 2 و طول آن پنج متر…

حزقیال 42

اتاقهای کاهنان 1 آنگاه آن مرد، مرا به حیاط بیرونی و به ساختمانی که در شمال معبد بزرگ در نزدیکی ساختمانی که در غرب آن بود، برد. 2 درازای ساختمانی…

حزقیال 43

جلال خداوند به معبد بزرگ بازمی‌گردد 1 سپس آن مرد مرا به دروازه‌ای که به طرف شرق بود برد، 2 و در آنجا دیدم که شكوه خدای اسرائیل از شرق…

حزقیال 44

دروازهٔ بسته 1 آنگاه او مرا به دروازهٔ شرقی حیاط بیرونی معبد بزرگ رهبری کرد و دروازه بسته بود. 2 خداوند به من فرمود: «این دروازه بسته خواهد ماند و…

حزقیال 45

قسمت خداوند 1 هنگامی‌که زمینها را به عنوان میراث بین طایفه‌های اسرائیل تقسیم می‌کنید، یک قسمت باید برای خداوند باشد، درازای آن دوازده و نیم کیلومتر و پهنای آن ده…

حزقیال 46

فرمانروا و جشن‌ها 1 خداوند متعال چنین می‌فرماید: «دروازهٔ شرقی حیاط درونی باید شش روز کاری هفته بسته باشد ولی در روز سبت و در روز جشن ماه نو باز…

حزقیال 47

رودی که از معبد بزرگ روان است 1 آن مرد، مرا به در ورودی معبد بزرگ بازگرداند. آبی از زیر دروازه به سوی شرق روان بود یعنی جهتی که معبد…