اشعیا 57

بت‌پرستی قوم اسرائیل 1 انسانهای خوب می‌میرند و کسی نمی‌فهمد و حتّی اعتنایی ندارد. امّا وقتی آنها می‌میرند، دیگر هیچ بلایی به آنها آسیبی نمی‌رساند. 2 آنها که با نیکویی…

اشعیا 58

روزهٔ واقعی 1 خداوند می‌گوید: «صدای خود را بلند کن و فریاد بزن! به قوم من اسرائیل بگو، دربارهٔ گناهانشان به آنها بگو! 2 آنها هر روز برای عبادت به…

اشعیا 59

محکوم کردن گناه مردم 1 فکر نکنید که خداوند آن‌قدر ضعیف است که نمی‌تواند شما را نجات دهد ‌یا آن‌قدر کَر است که فریاد شما را برای کمک نمی‌شنود. 2…

اشعیا 61

مژدهٔ نجات 1 خدای قادر متعال مرا از روح پُر ساخته است. او مرا فرستاده تا به مسکینان بشارت، و شکسته‌دلان را شفا دهم، و رهایی اسیران و آزادی زندانیان…

اشعیا 62

1 برای تشویق اورشلیم سخن می‌گویم، و ساکت نخواهم شد تا او نجات یابد، و پیروزی او مثل چراغی در شب نمایان باشد. 2 ای اورشلیم ملّتهای دیگر می‌بینند که…

اشعیا 63

پیروزی خداوند بر سایر ملل 1 این کیست که از جانب شهر بُصره در ایدوم می‌آید؟ این کیست که با چنین لباس قرمز، با شکوه و جلال و با قدرت…

اشعیا 64

1 چرا آسمان را نمی‌شکافی و نزول نمی‌کنی؟ کوهها از دیدن تو از ترس بر خود خواهند لرزید. 2 آنها مثل آبی که بر روی آتشی داغ می‌جوشد، در تب…

اشعیا 65

تنبیه قوم سرکش 1 خداوند گفت: «من آماده بودم تا به دعاهای قوم خودم جواب بدهم، امّا آنها چیزی از من نخواستند. من حاضر بودم که آنها مرا بیابند، امّا…

اشعیا 66

خداوند ملّتها را داوری می‌کند 1 خداوند می‌گوید: «آسمان تخت من و زمین پای‌انداز من است، پس چه نوع خانه‌ای می‌توانستید برای من بسازید و چه مکانی برای من فراهم…

ارمیا 1

1 این کتاب شامل پیامهایی است از طرف ارمیا پسر حِلقیا، یکی از کاهنان شهر عناتوت در سرزمین بنیامین. 2 خداوند در سیزدهمین سال سلطنت یوشیا پسر آمون، پادشاه یهودا…