اشعیا 7

پیامی از جانب خداوند برای آحاز پادشاه 1 وقتی آحاز پادشاه، پسر یوتام و نوهٔ عزیا، در یهودیه فرمانروایی می‌کرد، جنگ شروع شد. رصین، پادشاه سوریه و فِقَح، فرزند رملیا…

اشعیا 8

پسر اشعیا، نشانهٔ آن روز است 1 خداوند به من گفت: «لوحی بزرگ بردار و با حروف درشت روی آن بنویس: ‘غارت با شتاب و چپاول با شتاب واقع می‌شود.’…

اشعیا 9

1 برای آنانی که در غم و اندوه بودند تاریکی نخواهد بود. پادشاه آینده طایفه‌های زبولون و نفتالی که روزگاری خوار و خفیف بودند، در آینده موجب افتخار مردم کرانه‌های…

اشعیا 10

1 وای بر شما که با وضع قوانین ناعادلانه بر قوم من ظلم می‌کنید 2 و به این طریق نمی‌گذارید فقرا حق خود را بگیرند و عدالت در مورد آنها…

اشعیا 11

پادشاهی صلح‌آمیز 1 خاندان سلطنتی داوود مثل درختی است که از تنه قطع شده باشد، امّا از کنُدهٔ آن، شاخهٔ‌ تازه‌ای جوانه می‌زند. 2 روح خداوند به او حکمت و…

اشعیا 12

سرود شکرگزاری 1 روزی می‌آید که مردم می‌سرایند و می‌گویند: «خداوندا تو را ستایش می‌کنم. تو از من خشمگین بودی! امّا دیگر خشمگین نیستی و مرا تسلّی می‌دهی. 2 خداوند،…

اشعیا 13

خداوند بابل را مجازات می‌کند 1 این پیامی است که اشعیا پسر آموص، دربارهٔ بابل از خدا دریافت کرد: 2 پرچم جنگ را بر فراز تپّه‌ای بایر برافرازید! فریاد برآورید،…

اشعیا 14

برگشت از تبعید 1 خداوند یک ‌بار دیگر به قوم خودش اسرائیل، ترحّم خواهد کرد. او می‌گذارد باز هم آنها به سرزمین خود بازگردند تا بیگانگان بیایند و با آنها…

اشعیا 15

خداوند موآب را شکست خواهد داد 1 این است پیامی درباره موآب: شهرهای عار و قیر، یک‌شبه ویران شده‌اند و سکوت تمام سرزمین موآب را فرو گرفته است. 2 اهالی…

اشعیا 16

ناامیدی در موآب 1 مردم موآب از شهر سالع برّه‌ای به عنوان هدیه برای حاکم اورشلیم می‌فرستند. 2 آنها در سواحل وادی ارنون بی‌هدف جلو و عقب می‌روند و مانند…