اول پادشاهان 13

پیشگویی نبی خدا 1 به فرمان خداوند نبی‌ای از یهودا به بیت‌ئیل رفت و هنگامی‌که یربعام در برابر قربانگاه ایستاده بود تا قربانی تقدیم کند، به آنجا رسید. 2 او…

اول پادشاهان 14

مرگ پسر یربعام 1 در آن زمان ابیا، پسر یربعام بیمار شد. 2 یربعام به همسر خود گفت: «برخیز و قیافه‌ات را تغییر بده تا کسی تو را نشناسد که…

اول پادشاهان 15

ابیا، پادشاه یهودا 1 در سال هجدهم سلطنت یربعام، پسر نباط، ابیا پادشاه یهودا شد 2 و مدّت سه سال در اورشلیم پادشاهی کرد. مادرش معکه، دختر ابشالوم بود. 3…

اول پادشاهان 16

1 کلام خداوند بر ییهُو، پسر حنانی علیه بعشا آمد که فرمود: 2 «چون من تو را از خاک برداشتم و رهبر مردم اسرائیل کردم و تو در راه یربعام…

اول پادشاهان 17

ایلیا و خشکسالی 1 ایلیای تشبی، از اهالی جلعاد به اخاب پادشاه گفت: «به نام خداوند خدای زندهٔ اسرائیل، که من خدمتگزار او هستم، به شما می‌گویم در چند سال…

اول پادشاهان 18

پیام ایلیا به اخاب 1 پس از مدّتی، در سال سوم خشکسالی، خداوند به ایلیا فرمود: «نزد پادشاه برو و خود را معرّفی کن و من بر زمین باران خواهم…

اول پادشاهان 19

ایلیا در کوه سینا 1 اخاب همهٔ کارهایی را که ایلیا کرده بود، برای همسرش ایزابل تعریف کرد که چگونه ایلیا همهٔ انبیای بت بعل را با شمشیر کشت. 2…

اول پادشاهان 20

جنگ اخاب با سوریه 1 بنهدد، پادشاه سوریه تمام ارتش خود را گرد هم آورد، سی و دو پادشاه و اسبها و ارّابه‌ها همراه او بودند. او سامره را محاصره…

اول پادشاهان 21

تاکستان نابوت 1 در نزدیکی کاخ اخاب پادشاه در یزرعیل، تاکستانی بود که به نابوت از اهالی یزرعیل تعلّق داشت. 2 روزی اخاب به نابوت گفت: «تاکستان خود را به…

اول پادشاهان 22

اخطار میکايای نبی به اخاب 1 مدّت سه سال بین سوریه و اسرائیل جنگ نبود. 2 امّا در سال سوم یهوشافاط، پادشاه یهودا نزد اخاب، پادشاه اسرائیل آمد. 3 پادشاه…