حزقیال 21

شمشیر برهنهٔ خداوند 1 خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، به سوی اورشلیم رو کن و علیه معابد آن موعظه کن و علیه سرزمین اسرائیل نبوّت نما. 3…

حزقیال 22

جنایات اورشلیم 1 خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، آیا قضاوت خواهی کرد، آیا شهر خونین را قضاوت خواهی کرد؟ پس همهٔ کارهای پلیدش را اعلام کن. 3…

حزقیال 23

خواهران گناهکار 1 خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، دو خواهر بودند، دختران یک مادر. 3 وقتی جوان بودند، در مصر روسپیگری کردند. در جوانی روسپی شدند، سینه‌هایشان…

حزقیال 24

دیگ زنگ زده 1 در روز دهمِ ماه دهم از سال نهمِ تبعید ما، کلام خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، تاریخ امروز را یادداشت کن، همین روز…

حزقیال 25

نبوّت علیه عمون 1 خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، به سوی عمون روی کن و علیه ایشان نبوّت کن. 3 به ایشان بگو کلام خداوند متعال چنین…

حزقیال 26

نبوّت علیه صور 1 در روز اول ماه از سال یازدهم، کلام خداوند بر من آمد و چنین فرمود: 2 «ای انسان فانی، چون صور دربارهٔ اورشلیم چنین گفت: هَه،…

حزقیال 27

سوگنامه‌ای برای صور 1 کلام خداوند بر من آمد و فرمود: 2 «اینک ای انسان فانی، سوگنامه‌ای برای صور بخوان 3 و به صور که بر دروازهٔ دریا واقع شده…

حزقیال 28

نبوّت علیه پادشاه صور 1 کلام خداوند متعال به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، به پادشاه صور بگو خداوند متعال چنین می‌فرماید: تو دلی مغرور داری و گفته‌ای که…

حزقیال 29

نبوّت علیه مصر 1 در روزِ دوازدهم ماه دهم از سالِ دهم تبعید ما، خداوند به من فرمود: 2 «ای انسان فانی، رو به سوی فرعون کن و علیه او…

حزقیال 30

سوگنامه‌ای برای مصر 1 خداوند بار دیگر با من سخن گفت: 2 «ای انسان فانی، آنچه را که من، خداوند متعال می‌گویم، نبوّت کن و اعلام نما. این است کلماتی…