اول سموئیل 11

شائول عمونیان را شکست می‌دهد 1 در این وقت ناحاش عمونی با ارتش خود به منظور حمله به اسرائیل در مقابل یابیش جلعاد اردو زدند. مردم آنجا به ناحاش پیشنهاد…

اول سموئیل 12

آخرین سخنرانی سموئیل 1 سموئیل به قوم اسرائیل گفت: «خواهشی که از من کرده بودید، بجا آوردم و پادشاهی برایتان منصوب کردم. 2 اکنون پادشاه رهبر شماست. امّا من پیر…

اول سموئیل 13

جنگ با فلسطینیان 1 شائول سی ساله بود که پادشاه شد و مدّت چهل سال بر اسرائیل سلطنت نمود. 2 او سه هزار نفر از مردان اسرائیلی را انتخاب کرد…

اول سموئیل 14

حملهٔ یوناتان بر فلسطینیان 1 یک روز یوناتان به جوانی که اسلحه او را حمل می‌کرد گفت: «بیا تا به اردوگاه فلسطینیان که در آن طرف است برویم.» او این…

اول سموئیل 15

جنگ با عمالیقیان 1 سموئیل به شائول گفت: «خداوند مرا فرستاد تا تو را برای پادشاهی اسرائیل مسح نمایم. پس اکنون به پیام خداوند متعال گوش بده 2 که چنین…

اول سموئیل 16

داوود به پادشاهی برگزیده می‌شود 1 خداوند به سموئیل فرمود: «تا به کی برای شائول که من او را از سلطنت بر کنار کرده‌ام، ماتم می‌گیری؟ اکنون یک پیمانه روغن…

اول سموئیل 17

جلیات بنی‌اسرائیل را به مبارزه می‌طلبد 1 فلسطینیان ارتش خود را برای جنگ در سوکوه، در سرزمین یهودیه جمع کردند و در افس دمیم، بین سوکوه و عزیقه اردو زدند….

اول سموئیل 18

1 در همان روز بعد از گفت‌وگوی شائول با داوود، یوناتان علاقه زیادی به داوود پیدا کرد، به حدّی که او را به اندازهٔ جان خود، دوست می‌داشت. 2 شائول،…

اول سموئیل 19

قصد قتل داوود 1 شائول به پسر خود یوناتان و خادمان خود گفت که داوود را به قتل برسانند. امّا چون یوناتان، داوود را دوست می‌داشت، 2 به داوود خبر…

اول سموئیل 20

داوود و یوناتان 1 بعد داوود از نایوت رامه فرار کرد و نزد یوناتان آمد و گفت: «من چه گناهی کرده‌ام؟ و چه خلافی نسبت به پدرت کرده‌ام که قصد…