استر 1

سرپیچی ملکه وشتی از فرمان پادشاه 1-2 خشایارشاه شاهنشاه پارس، از تخت ملوکانه در پایتخت خود یعنی شهر شوش، بر قلمرویی شامل یکصد و بیست و هفت استان، از هندوستان…

استر 2

استر ملکه می‌شود 1 بعدها، حتّی وقتی آتش خشم پادشاه فرونشست، باز هم دربارهٔ کردار وشتی و فرمانی که برضد او صادر شده بود، فکر می‌کرد. 2 پس مشاوران نزدیک…

استر 3

دسیسهٔ هامان برای نابودی یهودیان 1 مدّتی بعد، خشایارشاه شخصی به نام هامان را به مقام صدارت منصوب کرد. هامان پسر همداتا و از خاندان اجاج بود. 2 پادشاه امر…

استر 4

مردخای از استر تقاضای کمک می‌کند 1 وقتی مردخای از این امر اطّلاع یافت، از شدّت ناراحتی لباس خود را درید و پلاس بر تن کرد. خاکستر بر سر خود…

استر 5

دعوت استر از پادشاه و هامان به مهمانی 1 استر سه روز پس از شروع روزه لباس سلطنتی خود را پوشید و به قسمت اندرونی کاخ رفت و در آنجا…

استر 6

پادشاه مردخای را تکریم می‌کند 1 آن شب پادشاه نتوانست بخوابد. از این رو امر کرد که اسناد تاریخی سلطنتش را برایش بخوانند. 2 قسمتی را خواندند مربوط به نقشهٔ…

استر 7

1 پس پادشاه و هامان برای صرف غذا به مهمانی استر رفتند. 2 در موقع نوشیدن شراب، پادشاه باز از استر پرسید: «استر ملکه، بگو درخواست تو چیست؟ حتّی اگر…

استر 8

یهودیان مقابله به مثل می‌کنند 1 در همان روز پادشاه تمام دارایی و اموال هامان، دشمن یهودیان را به استر ملکه بخشید. استر به پادشاه گفت که مردخای از خویشاوندان…

استر 9

یهودیان دشمنان خود را نابود می‌کنند 1 روز سیزدهم ادار، روزی که باید نخستین فرمان پادشاه اجرا می‌شد و دشمنان یهودیان در آرزوی شکست کامل آنها بودند، فرا رسید. امّا…

استر 10

عظمت خشایارشاه و مردخای 1 خشایارشاه از تمام مردم نواحی ساحل دریا و همچنین مردم داخلی بیگاری می‌گرفت. 2 تمام کارهای بزرگ و باشکوه او و همچنین شرح اینکه چگونه…