ارمیا 22

پیام ارمیا به خاندان سلطنتی یهودا 1-2 خداوند به من گفت به کاخ پادشاه یهودا که از خاندان داوود است بروم و به پادشاه، درباریانش و به مردم اورشلیم که…

ارمیا 23

امید به آینده 1 چه وحشتناک است داوری خداوند نسبت به حکمرانانی که قوم مرا پراکنده و از بین می‌برند! 2 خداوند، خدای اسرائیل، درباره حکمرانانی که موظّف به مراقبت…

ارمیا 24

دو سبد انجیر 1 بعد از آن که نبوکدنصر پادشاه بابل، یهویاکین پادشاه یهودا پسر یهویاقیم را به همراه رهبران یهودا، صنعتگران و کارگران ماهر به اسارت به بابل برد،…

ارمیا 25

دشمن شمالی 1 در سال چهارم سلطنت یهویاقیم پسر یوشیا پادشاه یهودا، (که همزمان با اولین سال سلطنت نبوکدنصر پادشاه بابل بود) پیامی از جانب خداوند برای تمام مردم یهودا…

ارمیا 26

ارمیا به دادگاه آورده می‌شود 1 مدّت کوتاهی بعد از آنکه یهویاقیم، پسر یوشیا پادشاه یهودا شد، 2 خداوند به من گفت: «در وسط حیاط معبد بزرگ بایست و هرچه…

ارمیا 27

حمل یوغ به وسیلهٔ ارمیا 1 مدّت کمی‌ بعد از آنکه صدقیا پسر یوشیا، پادشاه یهودا شد، خداوند از من خواست 2 با بندهای چرمی و الوارهای چوبی، یوغی درست…

ارمیا 28

ارمیا و حننیای نبی 1 در همان سال، در پنجمین ماه از چهارمین سال سلطنت حزقیای پادشاه، حننیا پسر عزور که یکی از انبیای شهر جبعون بود، در معبد بزرگ…

ارمیا 29

نامهٔ ارمیا به یهودیان بابل 1 من نامه‌ای به کاهنان، انبیا و رهبران قوم و همچنین به بقیّهٔ کسانی‌که نبوکدنصر از اورشلیم به اسارت به بابل برده بود، نوشتم. 2…

ارمیا 30

وعدهٔ خداوند به قوم خود 1 خداوند، خدای اسرائیل، 2 به من گفت: «هرچه را به تو گفته‌ام در کتابی بنویس، 3 چون زمانی خواهد آمد که من کامیابی قوم…

ارمیا 31

بازگشت اسیران به وطن خود 1 خداوند می‌گوید: «زمانی می‌آید که من خدای تمام طایفه‌های قوم اسرائیل و آنها قوم من خواهند بود. 2 در بیابان به کسانی‌که از مرگ…